تبلیغات
خاطره بازی پایین روچی - پایین روچ شناسی
خاطره بازی پایین روچی
هرجا میشی بُشو ولی اَلِموتی خاک یادِت نُشو
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


خاطره بازی پایین روچی اولین وبلاگ روستای روچ سفلی (پایین روچ) میباشد در این وبلاگ قصد داریم تا ضمن پوشش خبری و تصویری از این روزهای پایین روچ , گوشه چشمی هم به گذشته پایین روچ داشته باشیم تا آلبوم خاطره هارو که این روزها کمتر سراغش رو میگیریم , باهم ورق بزنیم.
ان شاء الله

مدیر وبلاگ : ابراهیم غلامی روچی

روستای روچ سفلی یا برای پاس داشتن زبان پارسی همون پایین روچ خودمون تقریبا در 105

 کیلومتری شهر قزوین قرارداره و با نزدیک ترین
شهرستان استان قزوین یعنی معلم کلایه 24

 کیلومتر فاصله داره
البته اینو بگم که 105 کیلومتر فاصله جاده ای پایین روچ تا قزوینه و گرنه از

 لحاظ هوایی پایین روچ با قزوین فقط 57 کیلومتر فاصله دارن
خدارو چه دیدی شاید یکی دلش

 خواست با هواپیمای شخصیش بیاد پایین روچ این اطلاعات به درد اون میخوره !

چون پایین روچی ساکن تهران هم داریم بگم که پایین روچ با میدون آزادی تهران حدود 247

کیلومتر فاصله دارن که این فاصله در واقع مسافت ماشین رو بین این دو هست که اگه بخواین

با هواپیمای شخصیتون سفر کنید یعنی همون از لحاظ هوایی فقط 97 کیلومتر فاصله دارن

اگر طلسم جاده اکبر آباد شکسته بشه تهرونی ها میتونن امیدوار باشن که خیلی سریع تر از این

چیزیکه الان هست پا به وطنشون بگذارند


وجه تسمیه پایین روچ را هم فکر میکنم " رود پایینی " باشه در جایی خوندم که کلمه روچ واژه ای

کهن است به معنی رود , پس میشه گفت روچ سفلی به معنی رود پایینی است البته روچ به معنای

روز هم هست که قرابت کمتری نسبت به واژه رود با پایین روچ دارد


 

پایین روچ طبق آخرین سرشماری ها ( سال 1385 )  33 خانوار و 78 نفر جمعیت داره  که

صحت و سقمش رو من تایید نمیکنم اینو بزارین کنار بقیه آمار و ارقام  دولت احمدی نژاد ! شاید

جمعیت شهرنشین رو هم حساب کردن آخه اونطوری هم که از 33 خانوار بیشتره ماشالله

 

 

روستاهای مشرف به پایین روچ عبارت اند از :

روستای دوست و برادرمون بالاروچ که میگن یه زمانی پایین روچی ها شب نشین خیلی راحت با

پای پیاده میرفتن بالاروچ این شکاف بزرگ بین پایین روچ و بالاروچ که گوگل ارث داره نشون

میده اونموقع نبوده حتما, که الان بخوای بری شاید 40 تا 60 دقیقه راه طاقت فرسا رو باید طی کنی


روستا های کشکدشت , یارفی , آوه , خوبکوه , سفیددر , زوارک و خوبان به نوعی ازروستاهایی

هستند که بیشتر مورد استقبال پایین روچی ها قرار میگیرن و روابطمون به تیرگی رابطه ایران

با کشورهای همسایه اش نیست


ترکیب قومیتی پایین روچ هم به این شکل هست که همگی فارس زبانن البته با لهجه ایی خاص

و محلی یا همون تاتی که متاسفانه دیگه رنگ و بوی گذشته رو نداره . اینو از این جهت میگم

 که اگه پای صحبت قدیمی هایی که کمتر شهر اومدن بشینیم کلمه ها و اصطلاحاتی به گوشمون

میخوره که تا حالا نشنیدیم یا یهتر بگم دیگه افراد میانسال پایین روچ رغبتی برای استفاده از

اون نمیبینن


نام خانوادگی غالب پایین روچی ها شامل :

غلامی , باقری , مهدوی , مجیدی و نوروزی میباشد که گفته میشه این پنج نفر یعنی غلام و باقر

و مهدی و مجید و نوروز پنج برادر بودن که اصل و نسب ما بر میگرده به اون ها

 البته این فقط در حد یک نظریه است



درسال های اخیر به خاطر عدم توجه جوانان به ضرب المثل معروف " زن توی ده زمین زیر ده "

  شاهد حضور نام های خانوادگی زیادی در پایین روچ هستیم از قبیل :

اکبری , تندکی , قاسمی , میرزایی , مافی , زندی محمودی , رشیدی , سمیعی و...

و خیلی ها را هم جداً نمیدونم



پایین روچ یه زمانی گندمی داشت که میگن براش مشتری ها صف میکشیدن تا پای پشته. اون موقع

حتی یک متر هم زمین بایر پیدا نمیکردی همه گندم میکاشتن تا نوک دشت  من که سنم به اون موقع

نمیخوره ولی به گواهی قدیمی ها , پایین روچ در اون زمان برو بیایی برای خودش داشته بر خلاف

الان که ... هیچی بگذریم !

 


توی این سالها مردم بیشتر به درخت کاشتن روی آوردن تازراعت نمیدونم شاید بی دردسر تر باشه

میگن قدیما , نه خیلی قدیما همین 20-30 سال پیش پایین روچی ها معضل بزرگی داشتن به نام هیزم
 
 که برای جمع آوری هیزم باید رنج سفر به روستاهای دیگه رو به جون میخریدن این خودش نشون

میده که اون موقع درختکاری رواج نداشته. اما کلا محصولات پایین روچ مثل لوبیا , چغندر ,

سیب زمینی , گندم , عدس و... جنبه فروش نداره و هرکس بسته به نیازش میکاره شاید بعضی ها

سردرختی هاشونو مثل گردو , فندق , سیب گیلاس و آلبالو بهتر بفروشن


درکنار اینها هستن هنوز کسایی که ( هرچند نه به رونق گذشته ) مشغول دامداری هستن. یه زمانی

کوه های اطراف پایین روچ مملو بود از آدم و گوسفند وسایر احشام اما الان چیزی که از این

کوه ها تو ذوق میزنه سکوت بی انتهاشه . البته برای کسی که یک عمری رو توی این کوهها

شاهد پویایی و تحرک و به معنای واقعی  "زندگی"  بوده , کمی درد آوره



سعی کردم یه دیدی از پایین روچ بدم برای کسائیکه اینجا رو نمیشناسن و جسارتا تلنگری باشه برای

 کسانی که یه زمانی پایین روچ با گوشت و پوستشون عجین بوده اما حالا کمتر احساس میکنن که

 پایین روچی اند





 
با افتخار فریاد میزنم   پایین روچی ام



 





نوع مطلب : پایین روچ شناسی، 
برچسب ها : پایین روچ، روچ سفلی، الموت،
لینک های مرتبط : پایین روچ شناسی،
ابراهیم غلامی روچی
سه شنبه 2 اردیبهشت 1393
جمعه 23 خرداد 1393 14:53
راستى من به جریان شب نشینى بین دو روستا، اعتقادى ندارم!!!
خیلى بعید ودور از ذهن به نظر میرسه، ازنظر جغرافیایى وزمین شناسى
این شكافها حداقل حاصل فرسایش وتغییرات زمین طى هزارساله...
شایدم بوده ! ولى من زیادبه راویان اینگونه خاطرات، اعتماد ندارم
( بیشترش تخیلیه وخیلى بهش پروبال میدن...!)
ومطلب بعدى هم اینه كه، شما نوشتى، زن توى ده...
پس چرا فامیلى دامادهاى غریبه رو. نوشتین...؟!
باید فامیلى عروسهاى غریبه ى روستا رو مینوشتین، چون پسرها رفتن وزن غریبه وبیرون ازده گرفتن !!! درست نمیگم ؟؟؟
ابراهیم غلامی روچی : مرسی از توجه شما از این که خاطره بازی پایین روچی براتون اهمیت داره خیلی خوشحالم.

جریان شب نشینی رو خودم هم سخت باور میکنم اما چون محلی ها میگن به نظرشون احترام گذاشتم در واقع فقط روایت کردم و تایید یا تکذیبش نکردم

در مورد ضرب المثل هم حق باشماست یعنی از نوشته من این جور بر میاد که خانواده های دامادهای غریبه ضرب المثل زن توی ده ... را رعایت نکردن راستش من از فامیلیه عروس های غریبه پایین روچ زیاد اطلاعی ندارم اگر دوست داشتین شما در تصحیح این قسمت ( پایین روچ شناسی ) به من کمک کنید
جمعه 23 خرداد 1393 14:07
با سلام
ضمن تشکر از همه عزیزانی که اردات خاصی به پایین روچ دارن و در معرفی ان به دیگران تلاش میکنن می خواستم با اجازتون یه انتقادی داشته باشم!
اقا ابراهیم مدیر وبلاگ مطالب و عکس ها بسیار زیباست اما در بخش نظرات گاها مطالب شخصی و خانوادگی مطرح میشه واین به نظرم خیلی درست نیست ما قصدمون جنبه عمومی روستاست نه اینکه ابراز احساسات شخصی در مورد افراد بکنیم !!!
و نظرات شخصی در بخش مخصوص خودش مطرح بشه بهتره
با تشکر موفق باشید
ابراهیم غلامی روچی : حمید جان مرسی که احساس وظیفه کردی, اصلاحش کردم اشتباه از من بود . نظر شما و بقیه دوستان برای من محترمه و به خودم اجازه نمیدم که در اون ها دخل وتصرفی داشته باشم مگر مواردی که احساس کنم خدای نکرده داره به کسی توهین میشه . امیدوارم در خاطره بازی پایین روچی محفلی گرم وصمیمی تشکیل بدیم که هر کس آزادانه البته با رعایت احترام و اخلاق بتونه احساسات خودش رو بیان کنه
پنجشنبه 22 خرداد 1393 20:13
سلامى دوباره
بى نهایت ممنون كه لطف كردین ومسیر سفرنامه رو كامل كردین
شانس آوردین، همشهرى ساكن جنوب نداریم...!
یادمه بچه كه بودیم، همیشه ازجاده ى اكبرآباد میرفتیم الموت
توى بهار، رؤیایى وبینظیر بود، پربود از گلهاى زیبایى كه
بعدها، فهمیدم اسمشون مرینوس بود وخیلى هم بد بو بودن!!!
یه قهوه خونه ى قدیمى هم توى راه بود كه یه حوض آب هم جلوش بود،(یادش به خیر) ولى اگه الآن راهش بازبشه، من بازم از راه قسطین لار میام الموت! چون عاشق جاده اشم وتموم راهش برام پرازخاطره اس...
حالا، شایدموقع برگشتن از راه اكبرآباد برگشتم...شایدا
واقعاً خوش به حالتون كه اینقدر به پایین روچ نزدیكین، بهتون حسودیم میشه... ( واى امان از ترافیك همیشگى مهرشهرتاتهران...) البته تعطیلات مخصوص كه قزوین تا تهران ...!
ابراهیم غلامی روچی : خواهش میکنم. هستن کسانی که به قول شما به پایین روچ نزدیکن اما دلشون نه ...
سه شنبه 20 خرداد 1393 11:13
سلام، به نفع قزوینیا، دیگه ...!( شوخى میكنم )
یه تعدادى عكس براتون ایمیل كردم، امیدوارم خوشتون بیاد
فقط چون عكسها رو قبلاً براى یه مسابقه ایمیل كرده بودم، مجبور بودم
روى عكسها یه توضیح یا یه نشونه بذارم ...
یه عكس از پاییز( سركلاسر ) دارم، كه اول شدوباعث شدكه به الموت وزادگاهم بیشتر افتخار كنم... درپناه حق
ابراهیم غلامی روچی : حق باشماست برای تهرانی ها هم اضافه کردم
تشکر پروانه خانم عکس ها زیبا و خاطره انگیز بودن . واقعا لذت بردم.این طور که معلومه آرشیو غنی ای از عکس دارین خاطره بازی پایین روچی میتونه بهترین جا برای نمایش عکس های شما باشه البته اگه دوست داشته باشین . همون عکسی که در مسابقه اول شده خیلی زیباست آخر هفته در وبلاگ قرار میدم تا بقیه هم لذت ببرن
سه شنبه 13 خرداد 1393 12:56
مرسى ازاطلاعات خوبتون
ولى یه كم پارتى بازى كردینا...!
هواى تهرانیا رو هم داشته باشین...
ابراهیم غلامی روچی : خواهش میکنم . به نفع کی پارتی بازی شده ؟
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 18:25
با سلام
ممنون از اینکه به ما سر زدی .
اطلاعات خوبی از روستا نوشته بودید. موفق باشی
شنبه 6 اردیبهشت 1393 21:56
درسته ولی من میگم فقط از سر سبزیش استفاده کنیم نه انگورش.اگرم بخایم چیزی عاید مردم بشه نباید بزاریم انگورش برسه تا خرس وخوک بخورن،ترش غوره رو کدوم حیوان میخوره.از غورش استفاده کنیم.همون کاریکه ما یکی دوساله انجام میدیمو جوان های شبگردم موندن تو خماری انگورای انگور باغ.ببین افتاد.
ابراهیم غلامی روچی : خودت لو دادیا . امسال به اون غوره هم رحم نمیکنیم. وقتی خوک بیافته توباغ انگور به قول بچه ها گفتنی خوک نماز نخونده که چه غوره بخوره چه نخوره بوته انگورو که داغون میکنه.اما کلا بگذریم حالا کی میاد دشت رو بکاره.ما از رویاهامون صحبت میکنیم
جمعه 5 اردیبهشت 1393 22:52
امیدوارم مطالبی که گفتی باعث بشه مردم پایین روچ به خودشون بیان ودشت به این وسیعی رو با بهانه هایی مثل کم آبی و... همینطور به حال خودش ول نکنن.اگه همه مردم دشت رو انگور بزنن نه آب میخاد نه مراقبت،تازه هیچ غریبه ایم(اوانکی) جرات نمیکنه واسش نقشه بکشه.میوه هاشم موند که می چینیم،نموندم مهم نیست.مهم اینکه دشت سرسبزو زیبا باشه نه خشک و بایر.
ابراهیم غلامی روچی : شاید آب کمتری بخواد اما مراقبت که میخواد چون انگور تو سبد غذایی خرس و خوک و شغال جایگاه ویژه ای داره. اما اینکه میگی دشت باید از این حالت بایر بودن در بیاد باهات موافقم
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 09:19
حالا که به گندمش اشاره کردی خوب بود این نکته رو هم میاوردی که وسیع ترین دشت پیوسته ویکپارچه رو تو روستاهای الموت شرقی داره.به امید روزهای خوب و آبادانی بیشتر برای پایین روچ دوست داشتنی
ابراهیم غلامی روچی : دقیقا همینطوره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به خاطره بازی پایین روچی خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای خاطره بازی پایین روچی محفوظ است